هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

298

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« حرامى » بسيار است ، با احتياط شده ، از مال خود محافظت نمائيد . حجاج كه از كثرت سير و طول مسافت خسته بودند ، اعتنائى به اين حرف‌ها نكرده ، به خواب رفته ؛ پاسى از شب نرفته بود كه حراميان هجوم آورده ، اموال بعضى را به غارت بردند . صداى داد و فرياد از هرسو برخاست ، ولى كسى به اعانت پا برنداشت . روز سه‌شنبه ، دويّم محرم الحرام 1297 [ ه . ق . ] امروز ، پس از اداى نماز صبح به راه افتاده ، مىرفتيم . همه‌جا ، راه در عرصهء وسيعى طى مىشد . در اين بيابان جاده راه رفته‌رفته از دريا دور شده ، به‌سمت كوهى مىپيچد ، كه همان كوه موسوم به « نسوب » است . در اين‌جا ، همين بيابان كه « وادى خيط » مىگفتند و دو روز بود مىآمديم ، به آخر مىرسد . در اين صفحات ، كوه مرتفع معتنابهى ديده نشد . در سمت راست راه چند سلسله كوهى كه از يك طرف همان صحرا را احاطه كرده بود و در يك موقعى از وسط آن عبور شد ، نمايان بود . هرچند اين كوه نسبت به ساير جاها آن‌قدر گردنهء سخت و بلندى نداشت ، ولى در نزد اعرابى كه عادت گرفته در اراضى مسطحه حركت بكنند و شترهايشان را به مصعب طرق نيندازند ، اين‌گونه خيلى سخت بود . عده [ اى ] از شتران باركش ، در صعود و نزول اين گردنه ، از رفتار بازماندند . غالبا دامنهء اين كوهها سبز و خرّم و قابل هرگونه زراعت و فلاحت است ، ولى افسوس كه چقدر جا « لم يزرع » و « بىحاصل » مانده است . بارى ، وقت عصر ، از همين تنگه گذشته ، به بركه بزرگى رسيديم كه آب باران تمام بركه را پر كرده بود . احتياطا به قدر لزوم حجاج مشك‌ها را از آن مملو كرده ، عبور كرده ، در يك سمت اين بركه در وسط يك كوهى ، يك تپه مشعشع ريگزار خيل [ ى ] رقيقى است بسيار سفيد و بىحد نرم ، كه مثل او در جائى تپه ريگى به اين برّاقى و سفيدى ديده نشد . خلاصه ، بعد از سير تمامى روز ، دو ساعت از روز گذشته ، به منزل « بئر الشيخ » « 1 » فرود آمديم .

--> ( 1 ) . چاه شيخ .